طنیــــــن ســـــــکوت

شوک



یه روز برفی از پیشم رفتی

با چشات گفتی دوباره

واست بهارم دل و میزارم

این تنها یادگاره

عشق تو شوک بود به قلب خستم

ببین که بی تو شکستم

نکنه بمیرم تو رو نبینم یخ کنه دستای خستم

هنوزم آرزومه دوباره دیدنت آرزومه آرزومه

کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت آرزومه

عشق تو شوک بود عشق تو شوک بود

عشق تو شوک بود عشق تو شوک بود

همیشه پاییز وقتی تو نباشی

قلبم بی تو این جا میگیره

بعد تو نه دریا ، نه طلوع فردا

نمیتونه جا تو بگیره

کاشکی میشد عکس لحظه رو بگیرم

تا پیشم بمونی عزیزم

بدون هر جا باشی یکی توی دنیا به یاد چشاته هنوزم

هنوزم آرزومه دوباره دیدنت آرزومه آرزومه

کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت آرزومه

هنوزم آرزومه دوباره دیدنت آرزومه آرزومه

کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت آرزومه

همیشه پاییز وقتی تو نباشی

قلبم بی تو این جا میگیره

بعد تو نه دریا ، نه طلوع فردا

نمیتونه جا تو بگیره

کاشکی میشد عکس لحظه رو بگیرم

تا پیشم بمونی عزیزم

بدون هر جا باشی یکی توی دنیا به یاد چشاته هنوزم

هنوزم ارزومه دوباره دیدنت آرزومه آرزومه

کاش یه روز برسه لحظه ی رسیدنت آرزومه

 

نویسنده: امیر مهدی ׀ تاریخ: یک شنبه 28 فروردين 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

غروب خورشید

 
 

غروب یعنی کوچ خورشید به جایگاهش اما بسیار شکوه انگیز ....
غروب آن هنگام است که خورشید پس از یک فعالیت روزانه خسته
میشود و به جاییروان می شود که متعلق به اوست.
براستی چه رازی در این همه شکوه نهفته است که بیشتر دلها را
مجذوب خود کردهو عده ای به عشق نظاره اش پشت پنجره ها
می ایستند و به رفتنش هر چند دل راغمگین میسازد مینگرند .
نمی انم خورشید آن لهظه به چه می اندیشد اما هرچه هست
درد همان انسانهایاست که مشتاقانه انتظاره غروب و رنگ نارنجی

را می کشند . خورشید صبحگاهانآن هنگام که نسیم بر روی
گلبرگها بوسه میزند از پشت کوهستان های یخ زده طلوع
می کند و آرام آرام متابد و بالا می ود . آن هنگام که در بالا ترین
نقطه آسمان ایستاده می نگرد بر آنچه روی زمین این کره خاکی
اتفاق می فتد و او آن بالا به حال ما انسانها که گاهی ناسپاسترین
مخلوقاتیم به حال ما که با این همه برتری باز قدر جایگاهمان را

نمی دانیم و آنچه که به ما مربوط نیست را انجام می دهیم .
ما قدر منزلتی که پروردگاربه ما داده ندانستیم تاسف می خورد.
خورشید اینهارا می بیند و می رود . او هنگامی که ناسپاس هارا میبیند
بغض می کنداما چون خورشید نامیده شده چون او را اسوه حرارت و
صبوری می دانند گریه نمی کندو به شکل گلوله ای بزرگ و نارنجی
میهمانه دریا می شود
و آن انسانهایی که از پشتپنجره به انتظار ایستاده اند قطعا همانهایی
هستند که همچون خورشید دلشان به دردآمده و خود را همرنگ او می داند .
آری این است راز این شفق های خونین و راز زیبایی میهمانیه دریا و راز دل
دوستدارانغروب خورشید ....
وقتی غروب میشه پشت پنجره می ایستم
به تو فکر می کنم تو فکر دیگه ای نیستم
با خودم میگم چرا اینقدر غروب دلگیره ؟
کی میشه یه روزی اون دستامو بگیره ؟
وقتی که غروب میشه خورشید میره نمی مونه
منم تنها میشم اونم میره دیگه پیشم نمیمونه
پشت پنجره می مونم می بینم خورشید میره

خورشید که رفت می بینم اونم داره می ره
می دونی وقتی غروب میشه من تنها میشم
وقتی غروب میشه دیگه اون نیست بمونه پیشم
یعنی یه روز میشه که اون بیاد دیگه نره؟
اون بیادو وقتغروب منو تنها نزاره؟
ولی نمی شه میدونی چرا ؟
آخه اون می خواد که بونه اما وقتی منو می بینه دلش می گیره !
 
 
 

 


ادامه مطلب
نویسنده: امیر مهدی ׀ تاریخ: شنبه 27 فروردين 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

لبریز بادا عشق!

تبت از نیمه های نیمه شب، لبریز بادا عشق!
لبت از جرعه های گریه، سکر انگیز بادا عشق!

تو، مولانا تر از ما در کدام اقلیم خواهی یافت؟
قمار آلوده! شمست کو؟ که بی تبریز بادا عشق!

در این دریای پرساحل، که هر پایان، شروعی داشت
من آن شطاح مواجم که دست آویز بادا عشق!

چه می گویی که در راهت، غلط بسیار افتاده ست؟
که می دانم و می گویم که: بی پرهیز بادا عشق!

بهار جلوه! از پژمردگی شرمت نمی آید؟
زمستان رفت و تابستان که بی پائیز بادا عشق!

بنفشم، سرمه ام، نازک تراز نیلوفر طبعم
کم از خوش رنگی ی خویشم، که رنگ آمیزبادا عشق!

هزاران آفرین بر ناوکت ای کج زن رندان!
که در مقصوره ی تیر تو رستاخیز بادا عشق!

من، اسمائیل حلاجم تو ، عیسی: خار آن تاجی
خدنگی، خنجری، خاجی! هلا خون ریز بادا عشق!

اگر من شیخ اشراقم بگو عین القضاتم کو؟
که جلادش، صلاح الدین تر ازچنگیز بادا عشق!

سرم گرم است: از معراج مردان با تو می کویم
صدایت بر گلوی دار، حلق آویز بادا عشق!

شهادت، سرّ شیرینی است، فرهاد تو می داند
نمی شاید بگویم ها.....که رعب انگیز بادا عشق!

 

نویسنده: امیر مهدی ׀ تاریخ: شنبه 20 فروردين 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

1


 


ادامه مطلب
نویسنده: امیر مهدی ׀ تاریخ: سه شنبه 16 فروردين 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

((شیرین و فرهاد ))

عشق شیرین حکایت فرهاد نمی رود از دل نمی رود از یاد
عشق شیرین حکایت فرهاد نمی رود از دل نمی رود از یاد

بگذر از غم گذشته ها
غم مخور ز سرگذشت ما
که شد جهان بهشت ما
زندگی بود به کام ما
زنده میشود ز نام ما
حکایت گذشته ها

عشق ما به دل دهد صفا
که به عشق با شکوه ما
شکفته شد وجود ما
زندگی بود به کام ما
زنده میشود ز نام ما
حکایت گذشته ها

عشق شیرین حکایت فرهاد نمی رود از دل نمی رود از یاد
 نمی رود از دل نمی رود از یاد

بیا که نور عشق تو چراغ راه من بود
بیا که در شب سیه رخ تو ماه من بود
ز عشق آتشین ما شکفته گلشن افق
نوید زندگی دهد چهره روشن افق

بگذر از غم گذشته ها
غم مخور ز سرگذشت ما
که شد جهان بهشت ما
زندگی بود به کام ما
زنده میشود ز نام ما
حکایت گذشته ها

عشق شیرین حکایت فرهاد نمی رود از دل نمی رود از یاد
عشق شیرین حکایت فرهاد نمی رود از دل نمی رود از یاد
نمی رود از دل نمی رود از یاد

نویسنده: امیر مهدی ׀ تاریخ: جمعه 12 فروردين 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

تک درخت

http://shmusicdl2.persiangig.com/image/cover/Shakila-Shole-Bidari-Www.ShmusiC.iR.jpg

تــک درخـتی تـیـره بــخـتـم
کــه در ســکــوت صـــحــرا
فریاد من شکسته در گلویم

تک درختی بی پناهم
کــه دشــت آرزو هــا
گردید آخر مزار آرزویم

خشک و بی بارم پس سحرم کو
آن شــادابی آن بـرگ و بــرم کو

دور از یاران بـی توشــه و بـرگم
غم خانه محنت همسایه مرگم

بـر رخــســارم غـبــار غـم نشسـته
طوفان از من چه شاخه ها شکسته

چو نـهـال زهـرآلـوده هـمـه کـس از من بگریزد
نه کسی با من بنشیند نه کسی با من آمیـزد

گویم غم خود را با خـار بـیابان
در سینه نهفتم اسرار فراوان

در دل شب سکوت صحرا وبختم افزا آااا
از تو جدا بگویم ای مه حدیث خود با ماه

تــک درخـتی تـیـره بــخـتـم
کــه در ســکــوت صـــحــرا
فریاد من شکسته در گلویم

تک درختی بی پناهم
کــه دشــت آرزو هــا
گردید آخر مزار آرزویم

خشک و بی بارم پس سحرم کو
آن شــادابی آن بـرگ و بــرم کو

دور از یاران بـی توشــه و بـرگم
غم خانه محنت همسایه مرگم

بـر رخــســارم غـبــار غـم نشسـته
طوفان از من چه شاخه ها شکسته


ادامه مطلب
نویسنده: امیر مهدی ׀ تاریخ: جمعه 11 فروردين 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

سلام

http://armin0251.persiangig.com/takp30/BRITNEY%20(5).jpg

گل روزگاري, ياد و يادگاري
تو رفيق و ياري, صبح شب تاري

سلام عزيزم, عزيزم سلام
دوستت دارم عاشقتم والسلام

سلام عزيزم, عزيزم سلام
دوستت دارم عاشقتم والسلام

از تو کتاب عشق و دلدادگی
که پر عشقه و پر از سادگی
وقتی کتاب عشقو خوندم تمام
خوشم اومد فقط من از یک کلام
خوشم اومد فقط من از یک کلام

سلام عزيزم, عزيزم سلام
دوستت دارم عاشقتم والسلام

سلام عزيزم, عزيزم سلام
دوستت دارم عاشقتم والسلام

يك خط نوشتم يه كتاب حرفه توش
اين جون ناقابلو مي زارم روش
عشقي كه گفتم نكني فراموش
شعله اين عشق, با تو نميشه خاموش
توعزيزِ جونِ مني, يار مهربونِ مني
شيشه عمر منو يه وقت نخواي بشكني
تاج سرِمايي
شيرین ادايي
چه با وفائي
هديه ي خدائي!!!!

سلام عزيزم, عزيزم سلام
دوستت دارم عاشقتم والسلام

سلام عزيزم, عزيزم سلام
دوستت دارم عاشقتم والسلام

گل روزگاري ، يار و يادگاري
تو رفيق و ياري, غنچه بهاري

گل روزگاري, ياد و يادگاري
تو رفيق و ياري, صبح شب تاري

سلام عزيزم, عزيزم سلام
دوستت دارم عاشقتم والسلام

سلام عزيزم, عزيزم سلام
دوستت دارم عاشقتم والسلام

سلام عزيزم, عزيزم سلام
دوستت دارم عاشقتم والسلام

 

 

 

نویسنده: امیر مهدی ׀ تاریخ: پنج شنبه 11 فروردين 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

بدون شرح

 


 

http://www.friendfa.com/i/attachments/1/1282511493653472_large.jpg

 

این کجا؟آن  کجا ؟

http://palapalhome.com/stdnts/wp-content/uploads/2009/04/clip-image014.jpg

این کجا؟آن  کجا ؟

http://hesabdaroo.persiangig.com/archive4/indian-poverty1.jpg

بدون  شرح شما بگین چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 


ادامه مطلب
نویسنده: امیر مهدی ׀ تاریخ: پنج شنبه 11 فروردين 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

قاصدکها

 


 

بسته ای بار سفر رو
به سلامت یار خوبم
سفرت خوش ای مسافر
کاش بمونی ای مهربونم
کوله بار خاطراتت
مونده از تو اینجا باقی
مست شهدم بی تو هر شب
در کنارم می خوابی

قاصدکها قاصدکها
با شمام ای شاپرکها
ای زمین و آسمونم
کو کجا رفت مهربونم

قاصدکها قاصدکها
با شمام ای شاپرکها
ای زمین و آسمونم
کو کجا رفت مهربونم

ای بلندای شکفتن
ساده بودن ساده گفتن
ای تو خون پاک لاله
ای حدیث از تو گفتن
ای تو باقی از گذشته
توی شبهای صبوری
ای پرستو های عاشق
کو کجا رفت مهربونی

قاصدکها قاصدکها
با شمام ای شاپرکها
ای زمین و آسمونم
کو کجا رفت مهربونم

قاصدکها قاصدکها
با شمام ای شاپرکها
ای زمین و آسمونم
کو کجا رفت مهربونم

قاصدکها قاصدکها
قاصدکها قاصدکها

ای بلندای شکفتن
ساده بودن ساده گفتن
ای تو خون پاک لاله
ای حدیث از تو گفتن
ای تو باقی از گذشته
توی شبهای صبوری
ای پرستو های عاشق
کو کجا رفت مهربونی

قاصدکها قاصدکها
با شمام ای شاپرکها
ای زمین و آسمونم
کو کجا رفت مهربونم

نویسنده: امیر مهدی ׀ تاریخ: پنج شنبه 11 فروردين 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

هوای یار

 

 

آهنگ: بستر غم

بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت 
             بعد از تو هم با دل سخنها می توان گفت 
                       بعد از تو هم این سوز هجران هرگز نمی آید به پایان



بی تو هم این عشق بی فرجام من شاید که پا بر جا بماند یا نماند
بی تو هم دریای بی آرام دل شاید به طوفانم کشاند یا براند
من که رسوای دل هستم کی زغم پروا کنم


        می روم عشق و وفا را بعد از این رسوا کنم
                      دل ز دریا می زنم تا که دل دریا کنم 
                                   دل کی شود آزاد از این باد فریاد از بی داد از این غم


جز غم چه بود این عشق رسوا
شد هستی ام بر باد از این غم
بعد از تو هم در بستر غم می توان خفت


           بعد از تو هم با دل سخن ها می توان گفت 
                             بعد از تو هم این سوز هجران 
                                                     هر گز نمی آید به پایان


بعد از تو هم این سوز هجران
هر گز نمی آید به پایان
من که رسوای دل هستم کی ز غم پروا کنم


                می روم عشق و وفا را بعد از این رسوا کنم 
                                  دل به دریا می زنم تا که دل دریا کنم

 

http://irbosat.persiangig.com/Mahasti.gif

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

 


ادامه مطلب
نویسنده: امیر مهدی ׀ تاریخ: پنج شنبه 10 فروردين 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

عکس (گوگوش و طرفداران)


ادامه مطلب
نویسنده: امیر مهدی ׀ تاریخ: چهار شنبه 10 فروردين 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

متن ترانهای گوش همرا با عکس



داغ یک عشق قدیمو اومدی تازه کردی
شهر خاموش دلم رو تو پرآوازه کردی
آتش این عشق کهنه دیگه خاکستری بود
اومدی وقتی تو سینه نفس آخری بود
به عشق تو زنده بودم
منو کشتی
دوباره زنده کردی
دوستت داشتم
دوستم داشتی
منو کشتی
دوباره زنده کردی
تا تویی تنها بهانه واسه زنده بودنم
من به غیر از خوبی تو مگه حرفی میزنم؟
عشقت به من داد عمر دوباره
معجزه با تو فرقی نداره
تو خالق من بعد از خدایی

در خلوت من تنها صدایی
به عشق تو زنده بودم
منو کشتی
دوباره زنده کردی
دوستت داشتم
دوستم داشتی
منو کشتی
دوباره زنده کردی
رفته بود هر چی که داشتیم دیگه از خاطر من
کهنه شد اسم قشنگت میون دفتر من
من فراموش کرده بودم همه روزای خوبو
اومدی آفتابی کردی تن سرد غروبو
عشقت به من داد عمر دوباره
معجزه با تو فرقی نداره
تو خالق من بعد از خدایی

در خلوت من تنها صدایی
به عشق تو زنده بودم
منو کشتی
دوباره زنده کردی
دوستت داشتم
دوستم داشتی
منو کشتی
دوباره زنده کردی

  

متن ترانه های گوگوش جهت مشاهده به  ادامه مطلب  مراجعه فرماید


ادامه مطلب
نویسنده: امیر مهدی ׀ تاریخ: چهار شنبه 10 فروردين 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید


لینک دوستان

لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , bahardrrahast.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM